X
تبلیغات
فارغ التحصیلان کارشناسی اتاق عمل یاسوج87

فارغ التحصیلان کارشناسی اتاق عمل یاسوج87
صفحه خاطرات به پاس چهار سال دوستی  
قالب وبلاگ
لینک دوستان
[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 11:42 ] [ سارا محمودی ]
از آسمان پرسیدند پرستار کیست؟ گفت:وسیع تر از من است

از کوه پرسیدند پرستار کیست؟ گفت مقاوم تر از من است

از آینه پرسیدند پرستار کیست؟ گفت: از من پاک تر است

از آب پرسیدند پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است

از مادر پرسیدند پرستار کیست؟گفت: مهربان تر از من است

از پیامبر(ص) پرسیدند پرستار کیست؟ فرمود: از تمام یارانم به من نزدیک تر است

از خودش پرسیدند پرستار کیست؟ گفت: خادم خدا

                                              "روز پرستار مبارک"

[ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ] [ 13:13 ] [ سارا محمودی ]

 نوشتن از کسانی که پیشمان بودند و زودتر از ما رفتند آسان نیست اما اینکه بتوانی احساساتت را انچنان به نگارش درآوری که حرف دلت را بزنی دشوار تر است..
میدانی گاهی چیزی، مثل افتادن یه اتفاق آنقدر تلخ و ناگهانی است که تو هر چه بخواهی بفهمیش ، هر چه بخواهی باورش کنی نمی توانی.و چه غم انگیز است محکوم به باور کردن رفتنی باشی که بازگشت دوباره ای ندارد .بیان خیلی از احساسات ازتوان زبان آدمی قاصر است وفقط میتوان بغضی که گلویت را می فشارد را سکوت کنی.

شنبه همین هفته بود که خبری بین بچه های کلاس منتقل شد که یه جورایی همه فکر میکردند یه شوخیه و یا شاید بهتره بگم دوست داشتند فکر کنند که این فقط یه شوخیه ..اون روز اتفاقی به قدری تلخ و اندوهناک رخ داد که فکر نمیکنم هیچ کس اون حس بد و ناخوشایندی که با شنیدن اون خبر بهش القا شد و هیچ زمان فراموش کنه ..کی فکرشو میکرد حبیب فضیلت پور  پسر مودب و باشخصیت ردیف آخرکلاسمون ،پسری که اونقدر خوب و بی شیله پیله بود و هیچ وقت فکر نمیکنم کسی رو از خودش رنجونده باشه زودتر از همه رفتنی شه؟ اسم این مصیبت و هر چی که بذاریم ،مصلحت ؛تقدیر؛ سرنوشت ویا ..بازهم غم از دست دادن همکلاسی خوبی مثل تو اونقد بزرگ هست که نمیشه به این سادگی ها با اون کنار اومد .. خدا بیشتر از همه به خانواده عزیزت صبر بده . که مطمئنا غم و غصه شون وصف شدنی نیست.

آقا حبیب فضیلت پور خیلی زود رفتی اما بدون یاد و خاطرت برای همیشه در خاطر همه کسایی که میشناختنت و بخصوص همکلاسی هایی که ۴ سال باهات خاطره داشتن حک شده.

روحت شاد و یادت گرامی

[ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 0:43 ] [ مدیر وبلاگ ]
 

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم......

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی !!!!

چون صدای تو گیراست

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

چون باملاحظه و بافکر هستی

چون به من توجه و محبت می کنی

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد

چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت

پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟

نه

و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم

[ سه شنبه نوزدهم دی 1391 ] [ 21:18 ] [ سارا محمودی ]

عروسی یک زن و شوهر عجیب و استثنایی / عکس

ما همیشه به دیگران غبطه می خوریم و تمام داشته های خود را نادیده می گیریم،مگر اینکه گاهگاهی کسی را ببینیم که از موهبتی محروم است آنموقع شاید کمی خدا را به خاطر داشته هایمان شکر کنیم.

ما فراموش می کنیم که نباید به حال کسی غبطه بخوریم،از یاد می بریم که باید از همان چیزی که هستیم و داریم نهایت استفاده را بکنیم و شاد باشیم و خدا را شکر کنیم.

این مقدمه ای بود برای تصاویری که در زیر آورده ام،تصاویری که انسان را تکان می دهد و باعث می شود اگرچه برای چند لحظه به خود بیاییم.من با دیدن این تصاویر واقعا ناراحت شدم و احساس کردم انسانهای سالم چه دلایل محکمی برای شادی و خوشبختی دارند اما از آن بی خبرند!

احمد و فاطمه هر دو معلول هستند، احمد از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا معلول است. احمد و فاطمه حالا یک سال است که با هم ازدواج کرده اند و با تمام محدودیتها یکدیگر را پذیرفته اند.احمد پای هرگز نداشته فاطمه را جبران می کند و فاطمه دست هرگز نداشته احمد را.
این دو چه زیبا معنی زندگی را درک کرده اند و با هم شاد و خوشبخت اند.

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام

های پرشین دات کام


[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 0:49 ] [ سارا محمودی ]
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)
روش تهیه تخم مرغ با رنگ های خوراکی (11 عکس)

 

[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 0:43 ] [ سارا محمودی ]


الفی دیگه از هیچی نمی‌‌ترسه!


آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان 50 متری ساده.


آن‌شرلی آرایش‌گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله‌ی بالای شهر شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می‌کنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی …


ای‌کیوسان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!


بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!… شلمان هنوز هم خوابه!


پت پست‌چی بازنشسته شده و الان تو خونه‌ی سال‌مندان منتظر مرگشه!


بنر رو یادته؟ پوستشو توی خیابون منوچهری ۳۰۰۰۰ تومن ‌فروختن!


بالتازار و زبل‌خان آلزایمر گرفتن.

دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم کوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!



تام سایر حسابی باکلاس شده و موهاشو مدل جوجه‌تیغی درست می‌کنه!


تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!


تن‌تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو یه شرکت تبلیغاتی داره فعالیت میکنه!


جیمبو رو از رده خارج کردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!


چوبین خیلی وقته که مادرش رو پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!


حنا خانوم دکتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته کنارش!


خپل رو از باغ گل‌ها انداختنش بیرون, اون‌جا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش – خیلی لاغر شده!)


خانواده‌ی دکتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه‌اش رفتن خارج، همسر دکترخیلی مریضه!


رابین‌هود رو توی اسلام‌شهر گرفتنش – به جرم شرارت!- هفته‌ی دیگه اعدامش می‌کنن!


سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن، خب که چی؟!


کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!


هیچ‌کی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!


لوک خوش‌شانس طی یه بدشانسی، اشتباهی تو یه صحنه قتل دستگیر شد و نتونست خودشو تبرئه کنه و الان هم سلولی دالتون ها شده!


مارکو پولو تو میدون راه‌آهن یه باقالی فروشی زده ، می‌گن کارش خیلی گرفته!


گربه‌سگ عمل کردن و جدا شدن!

ملوان زبل الان دیگه یه دزد دریایی معرف شده در خلیج عدن!


آقای پتی‌بل تو میدون شوش یه بنک‌دار کله‌گنده‌س!


معاون کلانتر از یه بانک اختلاس کرد و فرار کرد رفت خارج !



آقاي نجار هم الان به جرم قطع غیرمجاز درختان تحت تعقیبه و وروجک هم قایم شده!


پت و مت دکترای مهندسی عمران گرفتند و الان جزو هیئت علمی دانشگاهند!

[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 0:23 ] [ سارا محمودی ]
 
من از جنس زنان خاکی این زمینم.
نه تنهایم نه زمین خورده و نه بدبختم نه...

دنیایی ساخته ام که زیباست و در ان همه چیز رنگ و بوی تازه ای دارد.

دنیای من متعلق به من است.

فقط با کسی قسمتش میکنم که از جنس من باشد..

در دنیای من عاشق شدن محال نیست اما
عشق را خرج هر تازه رسیده ای نمیکنم..
در دنیای من هیچ مردی اجازه شکستن غرورم را ندارد.

مردان دنیای من نه خیانت کارند نه دروغگو نه...
چرا که غیر از این به دنیای من راه ندارد.

من خدایی دارم به وسعت تمام انچه تو میشناسی.

من دنیایم را خودم میسازم.

[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 0:10 ] [ سارا محمودی ]
[ شنبه شانزدهم دی 1391 ] [ 22:44 ] [ سارا محمودی ]
خدای من خداییست که اگر سرش فریاد کشیدم به جای اینکه با مشت به دهانم بزند با انگشتانش نوازشم می کند و می گوید:

"میدانم جز من کسی را نداری!!!"

[ شنبه شانزدهم دی 1391 ] [ 22:36 ] [ سارا محمودی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
ما بچه های کارشناسی اتاق عمل ورودی 87 دانشــگاه عــلــوم پــزشــکی یاســوج هستیم .. انتقادات , نظرات و پیـشنهادات شما بزرگواران مایه دلگرمی ماست ، پــس امیدواریم از خوندن مطالبمون خسته نشید و ما رو فراموش نکنید :-)

به وبلاگ ما خوش اومدید

M.Or87@yahoo.com
امکانات وب
فال امروز